عکس نوشته های زیبا و تیکه دار خاص - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
عکس نوشته های زیبا و تیکه دار خاص|تکست گرافی
تکست گرافی.. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
عکس نوشته های زیبا و تیکه دار خاص|
من رویا - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
عکس نوشته های زیبا و تیکه دار خاص|تکست گرافی
خند های .. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
خندهاشو - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
خطرناکترین - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
همون چسر ک. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 5:17
blog.ir :: بلاگ - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 20:09
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
در بند.. - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:32
- قصّه ی من، مشابه آن فردیست که بجای ترس از خدا.. از خیلی چیزهایی که ترسی ندارد.. می ترسد.. - اگر برای خودم فکری نکنم.. حتما شیطان لعنت الله علیه فکری به حالم می کند.. - در این ماه مبارک که خداوند شیطان را در بند می کند، مانند کسی هستم که به کمک شیطان می روم تا از بند رها شود.. - قُلْ یَا عِبَادِیَ
گذشت.. - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 13:32
- بعد از کلی وقت شروع کردم به مرتب کردن فولدرها و فایل هام.. همینجوری انواع عکس و فیلم و.. برای خودشون پخش و پلا شدن تو این فولدرا.. - واسه خودش یه مرور خاطرات.. یهو یه عکسی میبینم.. یه اسکرین شاتی.. یه فایل pdf.. کلی خاطره میاد جلو چشمم.. - زندگی عجیبه.. - اگر خواستی یه کار سخت انجام بدی برای کسی ب...
مواظب باشیم.. - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:02
سلام.. اونهایی که تو زندگیشون اعتقاداتی دارن و خودشون رو مسلمون میدونن و سعی میکنن مواظب خودشون باشن، بهتره این مطلب رو بخونن.. ماها تو زندگیهامون گاهی وقتا پیش میاد گناه کنیم.. مدل های مختلف متاسفانه.. ان شاء الله که نباشه ولی اگرم گناهی داشتیم، خودمون بهتر میدونیم که خداوند بزرگوار و بخشنده هست
برای خدا.. - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:02
گاهی وقتا به خودم میگم چی میشه یه کوچولو هم که شده برخی کارهارو برای خدا انجام بدیم ! مثلا تو مترو اگر پاشدیم کسی بشینه، توقع نداشته باشیم طرفمون تشکر کنه، بلکه حتی بزاریم بریم اون دور دورا که اصن مارو نبینه. حتی میتونیم بریم دم در و طرف فک کنه میخواهیم پیاده شیم و حتی فکر تشکر رو هم نکنه :) مثلا
یه مدت خاص.. - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:02
به نظرم وقتی خبر میدن به یکی که مدت خاصی رو بیشتر زنده نیستی.. میتونه رفتارهای مختلفی رو از خودش نشون بده..یکی اینکه شروع کنه به راست و ریست کردن کارها و اصلاح شدن و همون توبه خودمون و..یکی هم اینکه بی تفاووت به این مسئله، به روند قدیمی خودش ادامه بده..هرچند اولی از نظر بعضیا ممکنه آدم جالبی به نظر
پایان.. - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 17:02
سرم خاک کف پای حسین است.. دلم محو تماشای حسین است.. به وقت مرگ چشمم را نبندید.. که چشم من به سیمای حسین است.. نمی ترسم من از روز قیامت.. قیامت قد و بالای حسین است.. نترسانیدم از عرصه ی محشر.. خدای عرصه ی محشر، حسین است.. خوش آن صورت که در فردای محشر.. بر آن نقش کف پای حسین است.. چراغ از بهر قبر
بی چاره.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
سلام..اصلا اوضاع و احوال فکریم خوب نیست و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم..به دورو بریهام که نگاه میکنم میبینم خیلی ها راحت با مسائلی که من کلی در موردشون فکر میکنم، برخورد میکنن..ولی من نه.. خیلی بیشتر سخت میگیرم و فکر میکنم..چرا باید خیلی از پسرهای جامعه ی ما که مقداری هم با اعتقاد باشند، تو سن های ن
شب گریه.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
دلم گرفت.. ای هم نفس.. پرم شکست.. تو این قفس.. تو این غبار.. تو این سکوت.. چه بی صدا.. نفس نفس.. --- از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم.. رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو مـــــی گیرم.. --- تو این شب گریه میتونی پناه هق هقم باشی.. تو ای همزادِ هم خونه.. چی میشه عاشقم باشی.. "امروز یهو یاد این آهنگ...
دوا.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
آن تیر که آن کمان چشم تو رها کرد.. دیدی که چه ها کرد ؟ دیدی که سراسیمه دل از سینه جدا کرد.. دیدی که چه ها کرد ؟ با خود دو هزار غصه و درد تازه آورد.. دیدی که فقط آمد و یک درد دوا کرد ؟ زیباست..
معجزه.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
میگن اگر اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفتی..ولی نمیدونم چرا خیلی وقتا که میدونی آخرش خوب نیست.. بازم دنبال یه راه بهتری نمیری.. نمیدونم چرا آدم بعضی وقتا خیلی کم میاره.. نا امید میشه.. و واقعا نا امیدی اول کلی از بدبختی هاست..پیش خودم چند وقته میگم شاید ابراهیم برام کاری کنه.. ولی خب..
بی ادعا.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
داشت از اتفاقاتی که یه شب موقع یه عملیات تو جنگ افتاده بود تعریف میکرد.. تاریکی مطلق.. گرسنگی.. میدان مین.. سیم خاردار و موانع.. راهپیمایی زیاد.. گرمای شدید جنوب.. مار و عقرب و.. مگس های بزرگ.. سنگینی کوله و تفنگ.. آتیش پراکنده دشمن.. صدای شدید و موج انفجار.. شهادت بهترین رفقات.. ناله ی زخمی ها..و
دلم نوشت.. - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 20:54
1- به نظرم آدما سخت میتونن هم دیگه رو درک کنن.. هر کسی با نگاه خودش به بقیه نگاه میکنه.. نه یک نگاه درست.. مثلا یه نفری که سر درد داره.. هیچ وقت نمیتونه یکی که پا درد داره رو درک کنه و حتی اون رو سرزنش هم میکنه که چیه هی میگی پات درد میکنه..!!البته این یه مثال سادش بود.. بخاطر همین هم هست که میگن "ه